دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
207
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
اندازهء يك نيزه فاصله باشد . « 1 » ج ) حديث جابر كه در آن آمده است پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله به فردى جذامى كه قصد نزديك شدن براى دست دادن و بيعت داشت فرمود : از همانجا برگردد ، ما با تو بيعت كردهايم . « 2 » 23 . احاديث نهى از « غيل » « 3 » كه از آن جمله است : أ ) حديث مرفوع جذامه بنت وهب كه در آن از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله چنين نقل شده است : قصد داشتم از غيل نهى كنم ؛ اما ديدم ايرانيان و روميان اين كار را انجام مىدهند و با فرزندان خود چنين مىكنند ؛ اما اين كار هيچ زيانى به آن كودكان نمىرساند . « 4 » ب ) حديث مرفوع اسماء بنت سكن كه در آن آمده است :
--> ( 1 ) . « لا تديموا النظر الى المجذومين اذا كلمتموهم فليكن بينكم و بينهم قدر رمح » . در منابع اهل سنت تنها عبارت نخست را يافتم و بخش دوم ( از « اذا » به بعد ) را در منابع نيافتم . براى آگاهى از بخش نخست ر . ك : هيثمى ، مصباح الزجاجه ، ج 4 ، ص 78 ؛ بيهقى ، سنن الكبرى ، ج 7 ، ص 218 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1172 ، ح 3543 ؛ ابن ابى شيبه ، المصنف ، ج 5 ، ص 142 ؛ ح 24544 ، ص 311 ، ح 26407 ؛ طبرانى ، معجم الاوسط ، ج 9 ، ص 107 ، ح 9263 ؛ همو ، معجم الكبير ، ج 11 ، ص 106 ، ح 11193 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 233 ، ح 2075 ؛ مسند طيالسى ، ص 339 ، ح 2601 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، ج 10 ، ص 195 ، 160 و 161 و 163 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 6 ، ص 392 و 393 - م . ( 2 ) . ر . ك : نسائى ، سنن الكبرى ، ج 4 ، ص 375 ، ح 7590 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1172 ، ح 3544 - م . ( 3 ) . « غيل » را دوگونه معنا كردهاند : يكى آنكه با زنى كه بچه شير مىدهد عمل زناشويى انجام گيرد ؛ ديگرى آنكه زنى كه آبستن است بچه شير دهد . مالك ، غيل را بدان تفسير كرده است كه با زنى در دوران شيردهى آميزش شود ؛ اما ابن سكيت ، غيل را به اين تفسير كرده است كه زن در دوران حاملگى شير دهد . در دوران پيشين طبيبان باور داشتند اين شير ، خود ، مايهء بيمارى است و عربها نيز اين كار را دوست نداشتهاند و از آن پرهيز مىكردهاند . مؤلف دربارهء ترجيح هيچكدام از اين دو تفسير سخنى اظهار نكرده ؛ اما به نظر مىرسد برخى از احاديث اين باب ، تفسير دوم از تفاسير ياد شدهء غيل را بيشتر تقويت مىكند . براى آشنايى بيشتر ر . ك : شرح زرقانى ، ج 3 ، ص 320 - م . ( 4 ) . « لقد هممت ان انهى عن الغيل فنظرت فى فارس و روم فاذاهم يغيلون اولادهم فلا يضر اولادهم ذلك شيئا » . ر . ك : صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 1067 ، ح 1441 ؛ حاكم ، المستدرك ، ج 4 ، ص 77 ، ح 6937 ؛ ابو نعيم اصبهانى ، المسند المستخرج ، ج 4 ، ص 116 ؛ مسند ابى عوانه ، ج 3 ، ص 101 ، ح 4359 ؛ بيهقى ، سنن الكبرى ، ج 7 ، ص 231 ، ح 14108 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 648 ، ح 2011 ؛ طحاوى ، شرح معانى الآثار ، ج 3 ، ص 47 ؛ مسند احمد ، ج 6 ، ص 434 ، ح 27487 ؛ طبرانى ، معجم الكبير ، ج 24 ، ص 209 ؛ عظيمآبادى ، عون المعبود ، ج 10 ، ص 261 - م .